غنا و موسیقی و منابع احکام الهی

از محرمات اسلام دو مقوله مشابه به هم موسیقی (نوازندگی) و غنا را خوانندگی یا صدای خوش نقل شده است. برخی می گویند موسیقی اعم از غنا است و برخی می گویند غنا اعم از موسیقی است. به هر حال با توجه به این که تفاسیر و روایات زیادی بر حرمت غنا و موسیقی دلالت می کند مواردی هم حکم به حلالیت و یا مکروه بودن به غنا و موسیقی می دهد، لذا بحث و تامل بیشتر در مجموعه روایات و تفاسیر لازم به نظر می رسد. حال باید ببینیم منابعی که احکام الهی را از آنها استنباط می کنند و به دست می آورند چیست و سپس از این منظر احکامی که در موسیقی و غنا آورده شده را بررسی می کنیم.

منابع (ادله اربعه)

  1. کتاب (قرآن): اولین و مهمترین منبع احکام الهی آیات قرآن کریم است.
  2. سنت: یکی از منابع مهم در استنباط احکام اسلامی رفتار و گفتار و راه روش پیامبر و معصومین است که از آن به سنت نام می برند.
  3. اجماع: عبات است از اتفاق نظر علمای اسلام
  1. عقل

 

  1. کتاب (قرآن):

حال به بیان بعضی آیات که از آنها استنباط به حرمت غنا و موسیقی می کنند می پردازیم.

آیه اول: در آغاز سوره لقمان پس از بیان برخی از اوصاف گروه مومنین سخن از گروهی به بیان آورده می شود که مقابل آنها قرار دارند که کارهای بیهوده می کنند و بدبختی دنیا و آخرت برای خود می برند.

وَ مِنَ النّاسِ مَنْ یَشْتَری لَهْوَ الْحَدیثِ لِیُضِلّ عَنْ سَبیلِ اللّهِ بِغَیْرِ عِلْمٍ وَ یَتّخِذَها هُزُوًا أُولئِکَ لَهُمْ عَذابٌ مُهینٌ* وَ إِذا تُتْلى‏ عَلَیْهِ آیاتُنا وَلّى مُسْتَکْبِرًا کَأَنْ لَمْ یَسْمَعْها کَأَنّ فی أُذُنَیْهِ وَقْرًا فَبَشِّرْهُ بِعَذابٍ أَلیمٍ*

بعضی از مردم سخنان باطل و بیهود را می خرند تا مردم را از سوی نادانی از راه گمراه کنند و آیات الهی را به استهزاء گیرند برای آنها عذابی خوار کننده است و هنگامی که آیات ما بر او خوانده می شود مستکبرانه رو به رو می گرداند گویی آن را نشنیده است گویی اصلا گوشهایش سنگین است او را به عذابی دردناک بشارت ده.

برخی از مفسران در مورد شأن نزول این آیه آورده اند که شخصی به نام نضر بن حارث شغلش تجارت بوده و بیشتر به ایران مسافرت می کرده و ضمن سفرهای خود داستانهایی درباره رستم و اسفندیار پادشاهان عجم یاد گرفته و کتابهایی در این زمینه برای فروش به مکه می آورده گروهی از قریش قصه های او جذاب می پنداشته دور او جمع گشته و کتابهای او را خرید یا قصه های او را گوش می داده اند و نیز می گویند این شخص کنیزهایی داشته که غنا کرده و ترانه می خواندند و از آناه برای گمراه کردن مومنین استفاده می کرده است و در واقع در این زمان این آیه بر پیامبر نازل می شود.

تفسیر علماء

معنای لهو الحدیث از نظر لغوی سخن باطل و بیهوده می باشد اما علمای اسلام منظور از لحوالحدیث را غنا و آلات موسیقی دانسته اند اما با توجه به داستانی که در شأن نزول این‌ آیه در بالا درآوردیم می دانیم که نصر بن حارث شغلش تجارت بوده و در مکه داستانسرایی و قصه گویی و خرافه گویی می پرداخته و سخنان بیهوده می فروخته و از طرفی معنای لغو، لحوالحدیث سخن بیهوده و باطل می باشد آیا حق داریم بگوییم شاید منظور ایه به همین سخنان باطل بوده که مردم را از گوش فرا دادن به سخنان خداوند بازی می داشته؟ آیا سزاوار نیست بگوییم که در تفسیر در این آیه شبهه وجود دارد؟

می توانیم بپرسیم چرا علمای اسلام در مورد آیه که می توان آن را این گونه هم معنا کرد این قدر مصرانه  با صراحت و مطلقاً آن را بر حرمت غنا و موسیقی قرار می دهند؟

آیه دوم: فَاجْتَنِبُوا الرِّجْسَ مِنَ اْلأَوْثانِ وَ اجْتَنِبُوا قَوْلَ الزّورِ*

از بت های پلید اجتناب کنید و از سخن باطل بپرهیزید.

آیه سوم قرآن کریم در اوصاف بندگان صالح می گوید:

 وَ الّذینَ لا یَشْهَدُونَ الزّورَ وَ إِذا مَرّوا بِاللّغْوِ مَرّوا کِرامًا؛

و کسانی که شهادت به باطل نمی دهند (و مجالس باطل شرکت نمی کنند) و هنگامی که با لغو و بیهودگی برخورد می کنند بزرگوارانه از آن می گذرند.

آیه چهارم: در سوره مومنون هنگام بیان ویژگی های مومنان می فرماید:

وَ الّذینَ هُمْ عَنِ اللّغْوِ مُعْرِضُونَ

و آنهایی که از لغو و بیهودگی روی گردانند.

آیه پنجم در سوره قصص ضمن بیان برخی از اوصاف مسلمانان مومن می فرماید:

وَ إِذا سَمِعُوا اللّغْوَ أَعْرَضُوا عَنْهُ

و هر گاه سخن لغو و بیهوده بشنوند از آن روی می گردانند

آیه ششم خداوند پس از بیان حکم نماز جمعه می فرماید:

وَ إِذا رَأَوْا تِجارَهً أَوْ لَهْوًا انْفَضّوا إِلَیْها وَ تَرَکُوکَ قائِمًا قُلْ ما عِنْدَ اللّهِ خَیْرٌ مِنَ اللّهْوِ وَ مِنَ التِّجارَهِ وَ اللّهُ خَیْرُ الرّازِقینَ

هنگامی که آنها تجارت سرگرمی و یا لهوی را نبینند پراکنده می شوند و سوی آن می روند و تو را ایستاده به حال خود رها می کنند بگو آنچه نزد خداست بهتر از لهو و تجارت است و خداوند بهترین روزی دهندگان است.

این بود شماری از ایات الهی که علما از آنها استنباط بر حرام بودن غنا و موسیقی می کنند همان طور که می بینند در تمامی این تفاسیر لهو الحدیث (سخن بیهوده) قول الزور (سخن باطل) للغو(کار بیهوده) به مفهوم غنا و موسیقی در نظر گرفته می شود اما به نظر می آید لااقل اینگونه تفاسیر با یک انتقاد اساسی رو به رو است اینکه: چگونه و به چه دلیل ممکن است خداوند قادر مطلق و دانای مطلق و خیر مطلق که بر تمام امور عالم در تمام ادوار گذشته حال و آینده آگاه و تواناست این چنین مسئله مهمی مثل موسیقی که به قول بعضی یکی از عوامل مهم به وجود آوردن مفسر می باشد را این گونه در لفافه عنوان کند.

  1. روایات درباره غنا و موسیقی

همان طور که قبلاً گفته شد شمار بسیاری از احادیث حرمت موسیقی را اثبات  می کنند و شماری کمی هم حلالیت را بر آن قرار می دهند حال می پردازیم به بعضی از این روایات

۱- روایات از حسن بن هارون

امام صادق: الغناءُ یورث النّفاقَ و یُعْقّبُ الفقرَ

غنا موجب نفاق و دو رویی می گردد و فقر و نیازمندی به دنبال می آورد.

رسول اکرم(ص): الغناءُ الرقیُّه الزَّنی

غنا افسون و مقدمه زناست.

از امام صادق (ع): الغناءُ عُشُّ النفاق

 غنا و آوازخوانی لانه نفاق است.

از حضرت رسول اکرم (ص):

الغناء ینبت النفاق فی القلب کما ینبت الماء البقل

همان گونه که آب سبزه را می رویاند غنا نیز نفاق را در قلب می رویاند

و اما اینک حدیثی باسند درست وکامل از امام محمد باقر (ع) به روایت ابوبصیر را بررسی می کنیم.

قلت لأبی جعفر (ع) إذا قرأت القرآن فرفعت به صوتی جاء من الشیطان إنما ترائی بهذا أهلک و الناس فقال: یا ابا محمد اقرأ قراء ما بین اقراءتین تسمع اهلک و رجع بالقرآن صوتک فقال فأن الله عزوجل یحب الصوت الحسن پرجع فیه ترجیعاً

به امام محمد باقر (ع) عرض کردم گاه که قرآن می خوانم و صدای خود را بلند می کنم شیطان مرا وسوسه می کند که برای خانواده ات و مردم ریا می کنی امام (ع) فرمود به گونه ای بخوان که خانواده ات صدایت را بشنوند نه خیلی بلند و نه خیلی آهسته و هنگام قرائت در صدای خود ترجیع کن (غنا کن) زیرا خداوند عزوجل صدای نیکو را که در آن ترجیع باشد (غنا) را دوست دارد.

روایات دیگری هم وجود دارد که در استثناء نمودن برخی موارد از قبیل غنا در قرائت قران و مراسم عروسی دلالت می کند و  حکم بر جواز آنها می دهد. و همچنین روایاتی از عایشه همسر پیامبر وجود دارد که عایشه را به گوش فراوان به غنا و موسیقی دعوت کرده است. لذا از مطالعه در مجموعه این روایات شاید بتوان به دو نگاه یا نظریه کلی دست یافت اول اینکه غنا به عنوان یک کلیت اعم از موسیقی و آواز طرب انگیز حرام بوده و فقط استثنائاتی از قبیل غنا در قرائت قرآن و مجالس عروسی با شرایط خاص می تواند مجاز باشد و دوم اینکه غنا ذاتا و به خودی خود حرام نیست بلکه اگر با حرام دیگری همراه شود یا مقدمه حرامی قرار گیرد و حرام می شود.

۳- اجماع: نظر علماء

موسیقی و غنا از دیدگاه فقهای اهل سنت: موسیقی از دیدگاه اهل سنت به چهار دسته تقسیم می شود.

الف) شافعی ها: امام محمد غزالی در احیاء العول الدین گفته روایات دلالت بر حلال بود غنا رقص و دایره زدن دارد به شرط این که فتنه یا محظور دینی بر آن مترتب نباشد. غزالی در کتاب احیاء العلوم الدین می گوید معنای سخنان آنانی که می گویند سماع حرام است این است که خدای متعال مرتکب آن را عذاب می کند و این چیزی است که از طریق عقل و نقل ناشناخته است زیرا شناخت شرعیات منحصر است به نص و قیاس وقتی که درباره چیزی نه نصی وجود داشته باشد نه قیاسی قول به تحریم آن باطل می باشد.

ب) حنفی‌ها: غنای حرام آن است که بر الفاظ حرام مانند توصیف زن یا شراب مشتمل باشد و گرنه حلال است.

ج) مالکی‌ها: غنا و موسیقی در مراسمات نکاح و عروسی حلال و در بقیه موارد حرام است.

د) حنبلی ها: هیچکدام از آلات موسیقی از قبیل سازها و… حلال نیست اما غنا زیبا نمودن صدا ذاتاً حلال است.

موسیقی و غنا از دیدگاه علمای شیعه غنا را حرام و شنونده آن را فاسق دانسته اند.

تنها ملا محسن فیض کاشانی است که حرام بودن غنا وموسیقی را مختص نوعی از غنا که در زمان بنی امیه و بنی عباس رواج داشت می داند که مروان به مراسم زنان می رفتند و به آواز زنان گوش می سپردند. خلاصه می گوید غنا مشتمل بر فعل حرام، حرام است نه غیر آن.

حال می پردازیم به نظرات امام خمینی (ره) و چند تن از آیات عظام معاصر

امام خمینی: موسیقی مطرب حرام است و صداهای مشکوک مانعی ندارد و تشخیص با عرف است.

آیت الله مکارم شیرازی: کلیه صداها و آهنگ هایی که مناسب مجالس لهو و فساد باشد حرام و غیر آن حلال است و تشخیص آن با مراجعه به اهل عرف خواهد بود.

فاضل لنکرانی: موسیقی اگر مطرب و مهبح باشد و مناسب مجالس لهو و لعب باشد حرام و در غیر این صورت مانعی ندارد.

بهجت: اگر موسیقی مطرب باشد استماع و خرید و فروش آن حرام است.

خامنه ای: هر گونه نوازندگی مطرب لهوی که متناسب مراسم و مجالس عیش و نوش باشد حرام است.

صافی گلپایگانی: آنچه را عرف مردم موسیقی می دانند حرام است.

تبریزی: گوش دادن به موسیقی لهوی که مناسب مجالس خوش گذرانی می باشد جایز نیست و تعلیم و خرید و فروش آلات موسیقی لهوی جایز نیست.

سیستانی: اگر موسیقی مناسب مجالس لهو و عیاشی نباشد حرام نیست.

اراکی: گوش دادن یا نواختن هر نوع موسیقی که مطرب باشد جایز نیست ملاک در حرمت شاد یاغمناک بودن نیست بلکه ملاک مطرب بودن یا نبود آن است.

گلپایگانی: شنیدن و یا نواختن موسیقی مطلقا حرام است.

نتیجه: دیدیم که در حکم علمای اسلام اعم از سنی و شیعه اختلافات زیادی وجود دارد لذا شاید بتوان از بررسی این احکام این نظریه را قبول کرد که غنا و موسیقی به ذات خود حرام نباشد فقط حرمت زمانی به موسیقی سرایت می کند که همراه با مجالس حرام یا فعل حرام بشود نظیر موسیقی حرامِ مجالسِ حرام.

۴- عقل:

اگر در موضوع خاصی از طریق نقل (کتاب، سنت و اجماع) هیچ حکمی به ما نرسیده باشد عقل به طور یقین به مصلحت یا مفسده آن موضوع پی می برد و می تواند حکم آن را کشف نماید و در حقیقت عقل در این مورد استدلال منطقی ترتیب می دهد. در واقع علما از این طریق منطقی می خواهند موسیقی را به شرط عقل رد کنند البته با این فرض که موسیقی را مفسده در نظر می گیرند.

مثلا فلان مورد مثل تریاک باعث مفسده می شود حرام است پس هر چیزی مثل موسیقی باعث مفسده شود شارع دین آن را حرام می داند.

حال سوال این است اگر ما بخواهیم موسیقی وغنا در این فرمول منطقی قرار دهیم اول باید مفسده‌هایی که موسیقی باعث آن می شود را ثابت کنیم آیا موسیقی و غنا واقع و ذاتا مفسده هستند؟ آیا موارد بسیاری که به عنان مصداق مضر بودن موسیقی بر روان و جسم و رفتار آدمی عنوان می کند تا از قبل آن موسیقی وارد کنند سندیت دارند؟ آیا می توان به راحتی از کنار تأثیرات مثبت موسیقی بر روی روان و اعصاب گذشت؟ آیا موسیقی درمانی یک دروغ است یا واقعیتی که پذیرش آن سخت است؟ آیا می توان از تأثیرات مثبت موسیقی در تقویت فکر و پیشرفت کودکان در علوم ریاضی که امروزه از طریق علوم روانشناسی و پزشکی ثابت شده خط بلان کشید؟

با این همه ما می پذیریم که شاید مواردی بسیار اندکی مثل تاثیرات موسیقی بسیار مهیج روی اعصاب سمپاتیک و پاراسماتیک باشد که باعث اختلالاتی در تنظیمات بدن انسان شود اما بهتر نیست به جای بزرگنمایی این موارد خاص برای رسیدن به هدف و دشمنی عداوت با موسیقی با یک تعریف درست از انواع مختلف موسیقی و کاربردهای آن موسیقی را متناسب با روحیات مختلف انسان تجویز کنیم تا از این گونه موارد نیز چگونه می شود.

با این تفاسیر به نظر می رسد بهتر باشد طرفین این معامله منطقی را کمی دست کاری کرد و این طور مثال زد فلان مورد باعث مصلحت می شود حلال است پس هر چیزی حتی موسیقی اگر باعث مصلحت انسانها شد پس جایز است.

شما هم دیدگاهی بگذراید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *